تبليغاتX
مستانه
مستانه
 
روز معلم

سلام

متن زیر را برای معلم مستانه ( خانم بابایی ) به مناسبت روز معلم نوشتم و برایشان ارسال کردم. امید وارم با این چند خط حق مطلب را تا حدودی ادا کرده باشم.

هزار توی کلام وحی و طلیعه صبح بشری همه و همه در آموختن خلاصه می گردد. آنچه از دیر باز بر این بشر و روان او گذشته و مایه مباهات و بعضاً شرمندگیش، میزان و سطح آموخته های اوست. هر چه بیشتر ، به اصل و نفس آفرینش نزدیک تر و هر چه کمتر ...

دیر یا زود بر من و تو می گذرد این جهان مواج و آنچه برایمان باقی خواهد ماند در این کلام خلاصه می گردد که برای چه آمدیم، چه کردیم و چه خواهیم شد.

خلقت آدمی به یکباره رخ نداده است که با کاهلی و روز مرگی اصل و نفس آن را بتوان در ابعاد زندگی مخفی نگاه داشت.

آنچه گذشته و آنچه در پیش داریم همه و همه آزمونی است بس سخت تر از آزمون قبلی و گر تو بنده خوب خدا باشی و شاگردش در کلاس معرفت، خواهی آموخت که چگونه بندگی کنی و چگونه ارادت ورزی.

تا آنجا که به خاطر دارم پیامبران را همواره معلمان بشر خوانده اند و راهنما برای طی طریق . با الهام از این تعریف  است که معلمی را شغل انبیاء نامیده و کسوت و جایگاهش را اولی ترسیم نموده اند.

با غور در احوالات و زندگی پیامبران و رابطه شان با پروردگار، ابعاد دیگری از این ماموریت برایم روشن شد . اراده خداوند ی بر هدایت انسانها ، نحوه چگونگی انتقال آن به برگزیدگان خود، و ارتقاء سطح دانش ، فهم و ادراک پیامبران در این مسیر، همه و همه  به خواست او میسر گردیده،

 پس به گزاف نخواهم گفت اگر بگویم آنکه خواندن را آموخت و توان آن را در آدمی افزایش داد خداوند باری تعالی بود، او بود که به پیامبرش امر کرد بخوان، او بود که قدرت و توان شناخت و خواندن را در او مهیا کرد ... و پیامبر بود که خواند، پیامبر بود که درس معلم را همچون زمزمه محبتی آموخت و روزها و تنها در دل کوه زمین گیر شد.و پیامبر بود که هر آنچه آموخته بود ، گفت و گفت وگفت.

پس باز به گزاف نگفته ام اگر بگویم اول معلم بشر، خداوندست و بی راه نگفته ام اگر مقام معلمی را از آن خدا و کسانیکه در این مسیر دل به تمنای عشقش بسته اند  را بنامم، که بس کاری خدایی می کنند.

چرا که اگر به خود آیی، به خدا رسی و آنانکه در مسیر فلسفه آفرینش قرار گیرند صالح تر و به او نزدیک تر پس در بارگاهش محبوب تر .

 سر تعظیم و فروتنی به شما فرود می آورم و سپا س خدای را عزوجل که شما را در زمره بنده­گان خوب خدا و از تبار معلمان قرار داد و نور عشق را در وجودتان تابانید و مهر به کودکان این مرز و بوم را در ضمیرتان  آمیخت تا هر صبح ناشتا جرعه جرعه آن را بنوشید.

                                                                                                       محض یادگار نوشتم

                                                                                                                 بابا مجید

                                                                                      تهران/ دوازدهم/ اردیبهشت/1388

شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 4:26 بعد از ظهر
 
لینک مطلب


روزهای عادی

۱.روزهای پایان سال تحصیلی برای مستانه که دختر بسیار احساساتی و علاقمند به معلمشه قطعاً روزهای خوبی نیست.مطمئنم که مستانه که این روزها سخت ذهنش درگیر این موضوع.

۲.از روز شنبه می ره سر کلاس های آموزش اسکیت ، بسیار به اسکیت علاقمنده. دو هفته پیش روز جمعه که یک جلسه آموزشی اولیه داشت مربی اش گفت بسیار با استعداد و علاقمنده.

 خوشحالم و براش آرزوی سلامتی می کنم .

۳.امروز قراره بره اردو ، بازدید از باغ وحش ارم. یک دوربین عکاسی ( یک بار مصرف ) براش گرفتم تا بتونه عکاسی کنه و برای ثبت تو آلبوم خاطراتش نگه داره.

سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 3:14 بعد از ظهر
 
لینک مطلب


اين وبلاگ مستانه خانوم 7 ساله است كه توسط من ( بابا مجيد) به روز مي شه. يه جور خاطرات و نوشته هاي من در مورد مستانه است. مستانه 15 اسفند 1381 در تهران به دنيا اومده و اون بعد از من عاشق موسيقي و نقاشيه.

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

آرشیو وبلاگ
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
آبان 1387
مهر 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387

پیوندها
استقلال ایمان
ثمانه
ندا
باران
توکا
من و هیوا
کلبه تنهایی
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب ::

پیوندهای روزانه
مستانه در مسجدالحرام
مستانه در اتوبوس
اینم عمو حمید و عمو محسن(بابای شهریار)
اینم عکسی از بابای باران و بامداد.عمو علی
مستانه با لباس احرام در مدینه.مسجد شجره
اینم عکسی از باران و بامداد.دوستهای مستانه
اینم عکسی از شهریار دوست مستانه
اینم عکسی از مستانه با لباس محلی
اینم عکسی از عمو سعید
مستانه با چادر عربی در مغازه ای در مکه
مستانه در مدینه. مسجد النبی2
مستانه در مدینه. مسجد النبی
مستانه در مراسم اختتامیه نمایشگاه نورپردازی شهری3
مستانه در مراسم اختتامیه نمایشگاه نورپردازی شهری2
مستانه در مراسم اختتامیه نمایشگاه نورپردازی شهری1
مستانه با لباس فرم مدرسه
عكس جديد01
عكس مستانه
آرشیو پیوندهای روزانه

  RSS  
پرشین وبلاگ