تبليغاتX
مستانه
مستانه
 
روز عدسی

سلام

1-  عیدتون مبارک، به دلیل جو گیر شدن نتونستم از مکه مکرمه براتون از احوالات مستانه بنویسم. ولی همین قدر بگم که یکی از کسانی که به شدت پیگیر روزانه صبح و عصر رفتن به مسجد الحرام بود مستانه بود. پیگیری های دائمش که: پس کی می ریم خونه خدا ، دیگه کاره ثابت هر روزش شده بود. مستانه همراه ما محرم شد. طواف کرد، اعمال صف و مروه را انجام داد، دعا کرد، طواف مستحبی انجام داد. برای تمام دوستانش و کسایی که دوستشون داره دعا کرد و ضمناً کلی لباس و خرت و پرت سوغاتی مکه گیرش اومد .

2-   دو سه شب پیش بود که موقع خواب دیدم داره گریه می کنه، وقتی جویا شدم گفت بابایی ما کی دوباره می ریم خونه خدا. دلش تنگ شده بود. کلی باهاش صحبت کردم تا خوابش برد.

3-  توی مکه یه شطرنج کوچیک آهن ربایی خرید و قول گرفت که برگشتیم بهش یاد بدم. الان یکی دو روزه که نسبتاً یاد گرفته و شبها با هم بازی می کنیم.

4-  یک نکته جالب، امروز مادرش زنگ زد و مطلب جالبی رو از مستانه برام تعریف کرد. توی مدرسه مستانه ظاهراً هفته ای یکبار عدسی به بچه ها می دن ( البته پولش رو می گیرن) مامان مستانه به دلیل اینکه روزش معلوم نیست پول عدسی رو که 250 تومنِ همیشه تو کیفش می ذاره، امروز مامان مستانه بهش یادآوری می کنه که پول تو کیف هست اگه عدسی دادن ، بخر. و مستانه می گه ، دیروز روز عدسی بود ولی من نخوردم . مامان می پرسه پس پولش رو چی کار کردی و مستانه می گه یکی از همکلاسی هام داشت به بغل دستیش می گفت من پول ندارم، می شه تو پولت رو بدی من عدسی بگیرم  مستانه این جمله رو می شنوه پیش دوستش می ره و پولش و به اون می ده، دوستش می پرسه، مگه خودت نمی خوری مستانه می گه نه من عدسی نمی خورم . اینوها رو مستانه پس از پرس و جو مامامنش به اون گفته این در حالیکه مستانه به شدت عدسی دوست داره و حاضر هر روز عدسی بخوره. پس از شنیدن این ماجرا ، کلی کیف کردم که دخترم توی این سن به فکر هم نوع و دوستش هست و بی تفاوت از کنار اتفاقات پیرامونش نمی گذره.

احترام به حقوق دیگران، نوع دوستی، رعایت حقوق شهروندی و ... نیاز به زمینه سازی و فرهنگ سازی از پایه داره که همه پدرها و مادرها باید بهش توجه خاص داشته باشن . من و مادرش هم تا کنون تلاش ویژه ای نکردیم ولی این تلنگری بود که دقت بیشتری داشته باشیم و در جهت تقویت آن تلاش کنیم.دعا کنید.

دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 1:6 بعد از ظهر
 
لینک مطلب


اینجا مدینه
سلام

من این مطلب رو از مدینه منوره در ۵۰ متری حرم پیامبر براتون می نویسم.

جای همگی شما خالی.

مستانه کلی با بچه های کاروان دوست شده و داره بهش حسابی خوش میگذره.

عصر می ربم زیارت قبرستان بقیع و فردا زیارت دوره(کوه احد ......)

مستانه دوشنبه عصر محرم میشه و میریم به سمت مکه.

راستی سال نو هم مبارک.

منتظر مطالب بعدی باشید.

شنبه یکم فروردین 1388ساعت 4:12 بعد از ظهر
 
لینک مطلب


اين وبلاگ مستانه خانوم 7 ساله است كه توسط من ( بابا مجيد) به روز مي شه. يه جور خاطرات و نوشته هاي من در مورد مستانه است. مستانه 15 اسفند 1381 در تهران به دنيا اومده و اون بعد از من عاشق موسيقي و نقاشيه.

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

آرشیو وبلاگ
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
آبان 1387
مهر 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387

پیوندها
استقلال ایمان
ثمانه
ندا
باران
توکا
من و هیوا
کلبه تنهایی
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب ::

پیوندهای روزانه
مستانه در مسجدالحرام
مستانه در اتوبوس
اینم عمو حمید و عمو محسن(بابای شهریار)
اینم عکسی از بابای باران و بامداد.عمو علی
مستانه با لباس احرام در مدینه.مسجد شجره
اینم عکسی از باران و بامداد.دوستهای مستانه
اینم عکسی از شهریار دوست مستانه
اینم عکسی از مستانه با لباس محلی
اینم عکسی از عمو سعید
مستانه با چادر عربی در مغازه ای در مکه
مستانه در مدینه. مسجد النبی2
مستانه در مدینه. مسجد النبی
مستانه در مراسم اختتامیه نمایشگاه نورپردازی شهری3
مستانه در مراسم اختتامیه نمایشگاه نورپردازی شهری2
مستانه در مراسم اختتامیه نمایشگاه نورپردازی شهری1
مستانه با لباس فرم مدرسه
عكس جديد01
عكس مستانه
آرشیو پیوندهای روزانه

  RSS  
پرشین وبلاگ