تبليغاتX
مستانه
مستانه
 
مستانه،اسمی برای تمام فصول
سلام

۱.مستانه سخت عاشق مدرسه شده و روز به روز علاقه و اشتیاقش بیشتر میشه.شبها علیرغم گذشته به توصیه معلمشون شبها بدون حضور ما می خوابه و صبح ها هم زود و راحت بیدار میشه.قبلا خانم ساعت ۱شب میخوابیدن و الان ۱۱.۳۰ مسواک زده رو تخت خواب.

۲.خانم معلم گفته بچه ها دفتر کوچیکی داشته باشن تا مامان ها کارهای خوب و بد بچه ها رو توی اون یادداشت کنن.به ازای هر کار خوب بچه ها افرین میگیرن و ۵تا افرین میشه جایزه.به شدت براش این دفترچه مهم شده.تا جایی که تمام تلاش و حواسش شده اون دفترچه و کارهای خوب.

۳.دیشب قبل از خواب برام تعریف کرد که اسم یکی از دوستاش سنبل و بچه ها تو کلاس سنبلِ بلبل،صداش میکنن.ازش پرسیدم تو رو چه جوری صدا میکنن؟گفت:میگن مستانه.خانم معلم گفته اسمت خیلی قشنگ.من اگه دختر دار بشم اسمش رو میذارم،مستانه.اینو گفت و ذوقی کرد و گفت:بابا مرسی که این اسم قشنگ و برام انتخاب کردی. گفتم خواهش میکنم از مامانت هم تشکر کردی؟گفت به مامانم گفتم ولی گفت از بابات باید تشکر کنی چون اون این اسم رو برات انتخاب کرد.راستش مامان مستانه این اسم رو خیلی موافقش نبود و اسم های دیگه ای نظرش بود.کمی زیادی امروزی بودن یا به لحاظ مفهومی باهاشون مشکل داشتم،اما از اون جایی که تو خونه ما همه تصمیم ها و انتخاب ها دموکراتیک،نظر من شد اسم دخترمون.

۴.ضمنا مستانه فردا شب دعوت شده خونه عمو حمید.عمو حمید از دوستان منه و مستانه به دلیل علاقه ای که بهش داره،صداش میکنه عمو حمید.راستی شهریار هم دعوته.شهریار پسرِ، دوست و همکار منه که با مستانه با هم دوستن و هم بازی.

چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 6:21 بعد از ظهر
 
لینک مطلب


مبارک
سلام

۱.اول از همه۱۶ اذر روز جهانی کودک رو به همه کودکان سرزمینم و همه کودکان جهان تبریک میگم.به قول مهتاب کرامتی در جایی خوندم که گفته: من از دنیای بی کودک می ترسم.شاید یکی از بهترین دلایل خداوند برای بخشش بندگان گنهکارش،فرصتی ست که برای محبت و توجه به کودکانمان به ما می دهد.فرصتی که با اون میتونیم هم اشتباهاتمان را به واسطه فرزندانمان جبران کنیم و هم وظیفه خود رو نسبت به کودکانمان ادا.

۲.مستانه دیروز و امروز به مدرسه رفت و دنیای جدیدی رو داره تجربه می کنه.امروز برای اولین باره که با سرویس مدرسه رفته و اولش گفته: این آقاهه مدرسه منو بلد نیست منو گم میکنه.خواسته با مامانش بره و با کلی توضیح و تفصیل مامان راضی میشه تنها بره.این اولین باره که مستانه بدون ما جایی میره و با کسی میره که قبلا اونو نمی شناخته.حس دورشدن و جدا شدن از ما حس غریبیه که احساس مشترک من و مادرش و سخت توصیف اون.

۳.مستانه به شدت احساس بزرگ شدن میکنه و دوران جدیدی رو داره تجربه میکنه.

۴.مادرش تماس گرفت و قرار شد به مناسبت روزجهانی کودک امشب براش جشن بگیریم.

چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 6:35 بعد از ظهر
 
لینک مطلب


مدرسه
سلام

اول ببخشید که مدتهاست نتونستم وبلاگ مستانه رو اپ کنم.خودش بارها و بارها دعوا کرده که بابا چرا تو سایت من نمی نویسی؟و من هی قول پشت قول.هی چشم پشت چشم.ولی دیدم اگه اینبار دیگه بدقولی کنم...

مستانه از امروز رفت مدرسه و منو یک عالمه خوشحال کرد.مستانه رسید به سن مدرسه رفتن و تمام خاطرات روز اول مدرسه رو برام زنده کرد.البته رفته پیش دبستان ولی تو مدرسه ثبت نام شده نه مهد کودک.قراره کنار بچه های سال بالایی تو صبحگاه شرکت کنن و با هم به کلاس برن.

 از هفته قبل هی روز شماری میکرد و میگفت پس کی دوشنبه میشه؟دیشب از ذوق مدرسه ساعت ۱۱شب خودش بدون قصه و کتاب خوندن خوابید و از اون شگفت انگیز تر اینکه صبح بدون اینکه کسی صداش کنه خودش ۸ صبح بیدار شد.این رفتار برای من که می دیدم مادرش برای مهد کودک چقدر صداش می کنه تعجب انگیز بود.

ساعت ۳۰/۱۲ مادرش از زیر قرآن ردش کرده و به همراه مامان و خاله نازی رفته مدرسه.امروز روز معارفه و آشنایی بوده و ورود اونها رو با یک جشن به استقبال رفتن.کلاسشون رو نشونشون دادن و بدو بدو تو حیاط مدرسه با همکلاسیها سکانس اخر.

این هفته اون نوبت بعد از ظهر  و از پس فردا سرویس میاد دنبالش.راستی مستانه تو لباس مدرسه

نمی دونین چی شده.عکسش رو فردا براتون میگذارم رو سایت.

دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 5:47 بعد از ظهر
 
لینک مطلب


اين وبلاگ مستانه خانوم 7 ساله است كه توسط من ( بابا مجيد) به روز مي شه. يه جور خاطرات و نوشته هاي من در مورد مستانه است. مستانه 15 اسفند 1381 در تهران به دنيا اومده و اون بعد از من عاشق موسيقي و نقاشيه.

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

آرشیو وبلاگ
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
آبان 1387
مهر 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387

پیوندها
استقلال ایمان
ثمانه
ندا
باران
توکا
من و هیوا
کلبه تنهایی
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب ::

پیوندهای روزانه
مستانه در مسجدالحرام
مستانه در اتوبوس
اینم عمو حمید و عمو محسن(بابای شهریار)
اینم عکسی از بابای باران و بامداد.عمو علی
مستانه با لباس احرام در مدینه.مسجد شجره
اینم عکسی از باران و بامداد.دوستهای مستانه
اینم عکسی از شهریار دوست مستانه
اینم عکسی از مستانه با لباس محلی
اینم عکسی از عمو سعید
مستانه با چادر عربی در مغازه ای در مکه
مستانه در مدینه. مسجد النبی2
مستانه در مدینه. مسجد النبی
مستانه در مراسم اختتامیه نمایشگاه نورپردازی شهری3
مستانه در مراسم اختتامیه نمایشگاه نورپردازی شهری2
مستانه در مراسم اختتامیه نمایشگاه نورپردازی شهری1
مستانه با لباس فرم مدرسه
عكس جديد01
عكس مستانه
آرشیو پیوندهای روزانه

  RSS  
پرشین وبلاگ